حواس ات به دروغ ها نیست ...

خرید بک لینک
همه زور یک مرد را میخاهم. بیفتد روی تنم. بیفتد روی همه چیزی که مرز ترکیدن است. مثلیک حباب بترکاندم. من را بترکاند. له کند. مغزم را له کند. بگذارد خاموش فقط خیس شوم. خیسعرقو شهوت به خودم بپیچم. هیچ و پوچ شوم. فقط گره خودم را از خودم باز کنم. صورتم را زیر مشت هاش بگیرد. بکوبد و بعد نوازشم کند. مثل گل سفال گری .. بچرخاند و شکل دهد. بعد با مشتی از هم بپاشاندش. دوباره شکلدهد. دوباره از نو ... من را تکرار کند. خودش را در من تکرار کند.
خودش را در من .. من را در من ... من را کشته است سال های طولانی می گذرد که به پایان برده ... نمی دانم این قتل فقط باید با خو نریزی و خفه کردن رخ بدهد؟ از عشق حرفنمیزنم... از تصاحب حرف میزنم. از معلولیت نیمه ی گم شده حرف میزنم. 

چمدان...

ما را در سایت چمدان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:07

صفحه بندی